شعر و ادبیات: داستانی کوتاه و آموزنده از یک مرد نیکوکار

Translate

داستانی کوتاه و آموزنده از یک مرد نیکوکار



مردی در كنار رودخانه‌ای ایستاده بود. ناگهان صدای فریادی را می‌شنود و متوجه می‌شود كه كسی در حال غرق شدن است. فوراً به آب می‌پرد و او را نجات می‌دهد. اما پیش از آن كه نفسی تازه كند فریادهای دیگری را می‌شنود و باز به آب می‌پرد و دو نفر دیگر را نجات می‌دهد. اما پیش از این كه حالش جا بیاید صدای چهار نفر دیگر را كه كمك می‌خواهند می‌شنود.


 او تمام روز را صرف نجات افرادی می‌كند كه در چنگال امواج خروشان گرفتار شده‌اند غافل از این كه چند قدمی بالاتر دیوانه‌ای مردم را یكی یكی به رودخانه می‌انداخت.

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر