شعر و ادبیات: شعر ایران دیرین از دکتر مصطفی بادکوبه ای

Translate

شعر ایران دیرین از دکتر مصطفی بادکوبه ای



من لوح زرینم، مرا مگذار و مگذر
من جان شیرینم مرا مگذار و مگذر


من سرزمین ایزد مهرآفرینم
من پاك و بی‌كینم مرا مگذار ومگذر



هر گوشه خاك من آتشگاه مهر است
رخشنده پروینم، مرا مگذار و مگذر


من میهن ایرانی یكتا پرستم
من فوق تحسینم، مرا مگذار و مگذر

بر تارك من، می‌درخشد نام زرتشت
او گشته آذینم، مرا مگذار و مگذر


پندار و گفتار نكو، كردار نیكو
شد رمز آیینم، مرا مگذار و مگذر

من زادگاه كورشم مهد خشایار
من مام گرگینم، مرا مگذار و مگذر

از من كیومرث آمد و جمشید و رستم
هم شاه شروینم، مرا مگذار و مگذر

نوشین روان‌ها زاده‌ام در بستر داد
من شهد نوشینم، مرا مگذار و مگذر

صدها ستاره پروراندم همچو بابك
خرم چنان دینم، مرا مگذار و مگذر

ضحاك اگر آمد ز ریگستان بیداد
من كاوه آیینم، مرا مگذار و مگذر

من خاستگاه مزدك مردم پرستم
ضد تموچینم، مرا مگذار و مگذر

از مازیارم مهر میهن خوش بیاموز
وز قهر افشینم، مرا مگذار و مگذر


من با بزرگی، دادخواهی، دانش و مهر
چون ویس و رامینم، مرا مگذار و مگذر


فردوسی از من، سعدی ازمن، حافظ از من
گلزار نسرینم،‌ مرا مگذار و مگذر


من قبله‌گاه پاكدینان جهانم
ایران دیرینم، مرا مگذار و مگذر

چهره‌ام نقش است داغ صید سیاووش
اكنون كه غمگینم، مرا مگذار و مگذر

من واژه‌ی عشقم كه می‌مانم به عالم
پژواك آمینم، مرا مگذار و مگذر

فرهادگون با كوه سختی‌ها تو بستیز
من مهد شیرینم، مرا مگذار و مگذر

من چهره «امیدم» و خواهند پاكان
شاداب درنگینم، مرا مگذار و مگذر

1 دیدگاه ::

ناشناس گفت...

عالی هست این استاد بزرگ راه بازگشت همین راه هست و بس ایران سرافزارز بمان با این فرزندان خود دل شاد باش
به امید پیروزی بر ضحاکان ماردوش و نابودی ابدی ایین بیابان گرادان

ارسال یک نظر