شعر و ادبیات: سرود پيوستن از خسرو گلسرخی

Translate

سرود پيوستن از خسرو گلسرخی



بايد که دوست بداريم ياران
بايد که چون خزر بخروشيم
فريادهاي ما اگر چه رسا نيست
بايد که يکي شود
بايد تپيدن هر قلب اينک سرود
بايد سرخي هر خون اينک پرچم
بايد که قلب ما

سرود ما و پرچم ما باشد
بايد در هر سپيده البرز
نزديکتر شويم
بايد يکي شويم
اينان هراسشان ز يگانگي ماست
بايد که سر زند
طليعه خاور
از چشمهاي ما
بايد که لوت تشنه
ميزبان خزر باشد
بايد کوير فقر
از چشمه هاي شمالي بي نصيب نماند
بايد که دستهاي خسته بياسايند
بايد که سفره ها همه رنگين
بايد که خنده و آينده , جاي لشکر بگيرد
بايد بهار
در چشم کودکان جاده ري
سبز و شکفته و شاداب
بايد بهار را بشناسد
بايد ـ جواديه ـ بر پل بنا شود
پل
اين شانه هاي ما
بايد که رنج را بشناسيم
وقتي که دختر رحمان
با يک تب دو ساعته مي ميرد
بايد که دوست بداريم ياران
بايد که قلب ما
سرود و پرچم ما باشد

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر