شعر و ادبیات: داستان کوتاه و آموزنده میمون هایی که «ترسیدن» را یاد گرفتند

Translate

داستان کوتاه و آموزنده میمون هایی که «ترسیدن» را یاد گرفتند



میمونهایی که از مار نمی ترسیدند را در کنار مار ها قرار دادند. در همین حین، صداهای بلند و وحشتناکی هم از بلندگو ها پخش کردند. با این کار، میمون هایی که از مار ها نمی ترسیدند «یاد گرفتند» که از مار بترسند. نتیجه ی عجیب تر این آزمایش، این بود که حتی میمون های دیگری که هم که از مار ها نمی ترسیدند با دیدن ترس سایر میمون ها، آنها هم از مار ها ترسیدند.


نتیجه: ما از بعضی از چیزها می ترسیم چون آنها را با چیز های دیگری در ذهن مان به یکدیگر مرتبط می کنیم. مثلآ یک کودک، بعد از شنیدن صدای ترسناک محکم بسته شدن درب در تاریکی، از تاریکی خواهد ترسید.

1 دیدگاه ::

Alireza Djamali گفت...

نتیجه میگیریم مردم ایران همه میمونهای ترسو هستند که حاضرند تک تک کشته شوند ولی هرگز حاضر نیستند گروهی به دشمن حمله کنند ونتیجه این بازی نا برابر را به نفع خودشان تغییر دهند.

ارسال یک نظر