شعر و ادبیات: شعر نبرد نا برابر نيس کار ما برادر از مسعود فردمنش

Translate

شعر نبرد نا برابر نيس کار ما برادر از مسعود فردمنش



موضوع درس امروز
درس جوانمردیه

می دونین کیه معلم؟
غلامرضا تختیه


باید که توی زندگی
یه مرد باشین تو میدون

این راه و رسم تختیه
آی بچه های ایرون

پیرو راه مردایین
شاگرد پهلونایین

خوبه که یادتون باشه
معلمای فردایین

یه تختی بود یه ایرون
خاطر خواهاش فراوون

کارش رضای مردم
به دردشون رسیدن

بجای مهر و امضا
حرفشو می خریدن

روزی و روزگاری
در حین کار زاری

فهمید که یک دست
حریف اون شکسته

مردونه با شهامت
گفت نیست این عدالت

نبرد نا برابر
نیست کار ما برادر

تموم دنیا دیدن
کشتی گرفت یه دستی

گویی که ساغری شد
در گیر و دار مستی

اون باخت اما اسمش
موند تو دیار هستی

یه تختی بود یه دنیا
دلش به قد دریا

تو قصه ها نوشتن
حقیقته نه رویا

اسمش چه رونقی داد
به اسم پهلونا

دنبال راه و رسمش
راه افتادن جوونا

یه تختی بود یه بازار
دوست داشت بمیره اما
مردم نبینن آزار

یه تختی بود یه میدون
... وای ز روز مرگش
مردم با چشم گریون

یه ملت و یه تختی
قصه اش قشنگه اما
پایان روزگارش
رسید به شور بختی

یه تختی بود که مردش
از بس زمین نخوردش

گفتن که خود کشی بود
از بس که در خوشی بود

گفتیم دروغ شاید
از درد و نا خوشی بود

یه تختی بود که کشته شد
اما توی روزنامه ها
یه جور دیگه نوشته شد

یه تختی بود که کشتنش
اما دلیل مرگشو
خاطر خواهی نوشتنش

یه تختیه که زندس
قصه اش کوتاه اما
اسمش که خیلی گندست

باخت به رقیبش از قصد
اما تا دنیا دنیاست
برنده اس
و
برند ه اس

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر