شعر و ادبیات: داستان کوتاه و آموزنده ازبرنارد شاو

Translate

داستان کوتاه و آموزنده ازبرنارد شاو



روزی در یک میهمانی مرد خیلی چاقی سراغ برنارد شاو که بسیار لاغر بود رفت وگفت:
آقای شاو! وقتی من شما را می بینم فکر می کنم در اروپا قحطی افتاده است
برنارد شاو هم سریع جواب میدهد:


بله! من هم هر وقت شما را می بینم فکر می کنم عامل این قحطی شما هستید!

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر