شعر و ادبیات: شعر اسلام از سیاوش (محقق)

Translate

شعر اسلام از سیاوش (محقق)


ای خلق بدانـــید که اسلام همینست
از چاله به چَه رفتی و مرداب کمینست!

تا چند خوری حیله ز ملای دغل باز
اسلام همینست و همینست و همینست!

مکّار خدایش بد و شیّاد رسولش
منطق همه شمشیر و قصاوت همه دینست

قصاب امامش بد و گردن زنی اش رســـم
سجاده او بین که به خونابه عجیـــــنست

آیات رذالت نگر و تقیه و تکفیـــر
کین معجزه نفرت و قرآن "مهینست"

مغزش همه از خون و منی کردن و گوز ست
اصلش همه نیرنگ و ریا فتنه و کینست

اللّهِ عرب اکبر و خونخواره و مکّار
ما را سننم ؟! گر همه عقل عرب اینست!

دردی بجز از بیضه اسلام ندارند
امت سر این نیزه و این بیضه حزینست!

برخیز و مزن دم ز علی اکبر و اصغر!
مولا و خدایت بتر از شمر لعینست!

این پوست برویاند و تا باز بسوزد
آن کله ببرد که صراتش همه اینست

جز غارت و قتل و رمه دزدی و تجاوز
چون حکم کند آنکه ورا نام امینست؟!

کودک بنوازد چو دل از بیوه ببـــازد
شق کرده ز بهر قمر... این دین مُبینست؟!

کافر بکُــشد تا برهد زآتش دوزخ!
حوری بکِشد در بر و غلمان به پسین ست!!!

اینست اگر معجزه رحمت و اسلام
ریدم به خدایی که پیام آورش اینست!


عقلت چو پی آخرت و روز معادست
از ترس شب قبر و تب زیر زمینست

آویخته در منکر و در زیر نکیرست
خلقی که خرد وهم و خرافات یقینست!

ای امت در بــــند و گرفتــار خرافات
تا وا نکنی چشم " قضا و قدر" اینست !

تا بسته دخیلت سر گلدسته اسلام
این قصه همینست و همینست و همینست!

سیاوش (محقق)

0 دیدگاه ::

ارسال یک نظر